شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت ویکتوریا

حسين!

+ خــٌــدايــــــا !! آغوشـَــ‌ت را اِمشب به من ميدَهـــــي ؟ براي گفتن ! چيــــزي نـَــدارم .. امـــا براي شنفتن ِ حرفهـــــاي تو ؛... گوش بسيــــــار . . . مي شـَــود من بغـــض کنــَــ‌م ؟ تو بگـــويي : مگر خدايت نباشــَــد که تو اينگــــونــ‌ه بغض کنــــي . . . ؟ مي شود مـَــ‌ن بگويـــَــ‌م "خـدايـــــا" تو بگـــويي : جان ِ دلـــ‌م . . . ! مي شـــود

حسين!

+ آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي مارا به رخ ما بکشد تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چيدن از اين باغ نداشت قدمي چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دريا خبر از يک شب دريايي داشت گشت فرياد کشان بال به دريا زد و رفت چه هوايي به سرش بود که با دست تهي پشت پا بر هوس دولت دنيا زد و رفت

حسين!

+ توكل يعني : اجازه بدهي خداوند خودش تصميم بگيرد ! تو فقط دعا كن و پيشاپيش شاد باش و ايمان داشته باش كه خداوند... دعايـت را بــــــــــــــــــزودي مســــــــتجاب ميكند !!! چون خداوند ... نه به اندازه آرزويت ، كه به اندازه امــــــــــــــيد و اطـــــــــمينان توست ، كه ميبخشد...

حسين!

+ خــــدا تنها روزنه اميدي است كه هيچگاه بسته نمي شود، تنها كسي است كه با دهان بسته هم مي توان صدايش كرد، با پاي شكسته هم مي توان سراغش رفت، تنها خريداريست كه اجناس شكسته را بهتر برمي دارد، تنها كسي است كه وقتي همه رفتند مي ماند، وقتي همه پشت كردند آغوش مي گشايد، وقتي همه تنهايت گذاشتند محرمت مي شود و تنها سلطاني است كه دلش با بخشيدن آرام مي گيرد نه با تنبيه كردن. خـــــــــــدا را برايتان آرزو دارم

حسين!

+ خواستن هميشه توانستن نيست. گاهي فقط داغ بزرگي است که تا ابد بر دلت . . . مي ماند.........!!

حسين!

+ گاهي حتي سالها حرف زدن کافي نيست! با بعضي ها بايد به سکوت رسيد، به يک لبخند، به يک نگاه! رهايشان کرد، و با اطمينان به دست طبيعت سپردشان. طبيعتي که در آن هر حضوري سايه اي، هر صدايي پژواکي، هر زهري پادزهري، و هر عملي عکس العملي دارد. بايد گذشت، رها کرد، آرام بود و ايمان داشت، که زندگي در دنيا بي حساب نيست...

حسين!

+ آدمها را بدون اينکه به وجودشان نياز داشته باشي دوســـــت بدار..... کاري که خـــــدا با تـــو مي کند. . .!
2-سيمرغ
@};-

حسين!

+ دعوتم کن شايد بيايم تو که آرام و بي خيال آن گوشه نشسته اي که ببارم دستهايت هنوز طعم هيچ دعايي نچشيده اند دعايي کن شايد ببارم!!!

حسين!

+ وقتي دلگيريم و تنها همه کاسه کوزه رو سر تو ميشکنيـــــم.... ديواري کوتاه تر از تو پيدا نميکنيييم خدا.... ما رو ببخش ....شايد بهترين بنده ات نباشييم اما تو واسه هرکسي با هر آييني بهتريني...

حسين!

+ برايم دعا کن! . . . اجابتش مهم نيست نياز من آرامشي است که بدانم تو به ياد مني...

حسين!

+ من امشب ... خدايم را صدا کردم نمي دانم چه مي خواهي ولي امشب ... براي تو براي رفع غمهايت براي قلب زيبايت براي آرزوهايت به درگاهش دعا کردم و مي دانم ! خدا از آرزوهايت خبر دارد يقين دارم !

حسين!

+ خدايا اگر درمان تويي ، دردم فزون باد وگر عشقي ، سهم من جنون باد . . .

حسين!

+ دست تکان مي دهد آسمان زمين آغوش مي گشايد... لبخند ميزند خدا... بار الهي به اوج تمام آسمانت به سنگيني شانه هاي زمينت صبري عطا فرما و قدرت اشکي که ببارانم دلتنگي ام را و باز باراني شود احساسم
*ياس*
91/9/17

حسين!

+ تنها باران است كه گاهي ، در اوج تنهايي من ، در آن لحظه كه هيچ كس نيست ، با من از تو مي گويد... ولي درد من از اين است كه ديريست باران نمي بارد!!!

حسين!

+ دوست داشتن درد است نه دردي که از پاي بيفکند دوست داشتن زخم است زخمي که انسان با دست خويش بر قلب ميزند جرياني تند و دائم از مبداء تا مقصد دوست داشتن فرياد هميشگي قلبها است و دردي است که مرحمش درد است...
ايميك
اين آخرشها رو نميفهمم:)
آموزش پیرایش مردانه اورجینال
حسين!
رتبه 94
2 برگزیده
593 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
حسين! عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مرداد ماه
vertical_align_top